تبليغاتX
پارتیزان....پسر بارانی

 

 پارتیزان....پسر بارانی

        مژده 7
سلام به همه ... به همه که نه به چندتا از رهگذران عزیز که به ما سر زدن

من کیم؟
شاید شاعرم

نه مطمئن نیستم

قلم روح من، جز این کلمه‌ی
عجیب، چیزی نمی‌نویسد:
«‌ دیوانگی
»
پس شاید نقاشم

نه، این هم
نیستم
تخته شستی روح من، جز یک رنگ ندارد
:
« شوریدگی
»
پس لاید
نوازنده‌ام
اینهم، نه
!
بر شستیهای پیانو روح من، جز یک نت نیست
:
« دلبستگی
»
پس چیم من؟

ذره‌بینی بر دلم می‌نهم

تا به مردم نشانش
دهم


کیم من؟

ــــ دلقک روح خودم
!

 

 

این شعرووو از یه کتابی که تازگی به دستم رسیده خوندم.....رو اولین برگش اینو یه دوست نوشته بود  شاعرش اهل ایتالیاست و از شاعرهای معاصر اسمش هم

الدوپا لا تسسکی

 نوشته شده در  2009/11/7ساعت 19:32 توسط سعید lover_lanboy

  

        مژده 6
سلام بچه ها خوبین؟؟؟ چه خبر؟؟؟ چرا دیگه کسی بهم سر نمیزنه ...

 

 

به یاد ارزوهایم سکوتی میکنم بالاتر از فریاد

 

 

از این جمله خیلی خوشم میاد...امیدوارم که خوشتون اومده باشه.

 

 

ما که دانشگاه قبول نشدیم ....مجبوریم یکسال دیگه بشینیم بخونیم تا شاید جای خوبی قبول شدیم....

 

 

اصلا حال درست و حسابی ندارم....به جرات میشه گفت حال خودمم ندارم هر لحظه احتمال انجام دادن هرگونه کاری از من بعید نیست

 

 

دلم از کسی گرفته که میخوام براش بمیرم...به نظر من قشنگ ترین جای شعرش همینجاست ....

 

 

ای کاش معنی نگاهامو میدونست....بعید میدونم که ندونه نسبت بهش چه حسی دارم...ولی بازم صبر میکنم....صبر ... صبر....صبر....

 

 

الانه که معنی این جمله رو به طرز فجیهی درک میکنم:

یکی میپرسد اندوه تو از چیست؟؟ سبب ساز سکوت مبهم ات کیست

برایش صادقانه مینویسم  برای انکه باید باشد و نیست

 

 نوشته شده در  2009/10/13ساعت 13:23 توسط سعید lover_lanboy

  

        مژده 5
خواهم که در این غمکده ارام بمیرم

گمنام سفر کردمو گمنام بمیرم

خواهم ز خدایم که به دلخواه بمیرم

یعنی که تو را ببینمو انگاه بمیرم

 نوشته شده در  2009/9/5ساعت 13:59 توسط سعید lover_lanboy

  

        مژده4

دارم دق میکنم....تحمل ندارم...دیگه خسته شدم....دارم کم میارم

دلم تنگ شده وووو......دیگه نا ندارم....همش فکر توام...همش بی قرارم

دیگه اشکی برام...نمونده که بخوام....برات گریه کنم...فدای  دو چشات

دلم داره واسه...تو پرپر میزنه....تو رفتی وو هنوز..خیالت با منه

بدون تو کجا برم کنار کی بشینم....تو چشمای کی خیره شم....خودم روو توش ببینم

توکه نبستی به کی بگم چشاشو روم نبنده...به کی بگم یکم نازم کنه که بهم نخنده

بدون تو با کی حرف بزنم...دردت به جونم...تو این دنیا به عشق کی به شوق کی بمونم

به جون چشماتم...از تمومه این زندگی سیرم....تو که نیستی...همش ارزو میکنم بمیرم

.

.

.

.

.

سلام خوبین؟؟؟ وای این اهنگ چقدر قشنگه...تقدیم میکنم به بهترینم.... از بس که اهنگ گوش نکردم تو این یکسال اخیر داشتم میمردم...اخه خیر سرمون کنکور داشتم

.

.

.

این اهنگ بسیار زیبا از امین حبیبی

 نوشته شده در  2009/8/9ساعت 17:37 توسط سعید lover_lanboy

  

        مژده 3
عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست
تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
عاشقی مقدورهر عیاش نیست
غم کشیدن صنعت نقاش نیست

.

.

.

سلام بچه ها خوبین؟؟؟ چه خبرا؟؟؟ چند وقته که دیگه بهم سر نمیزنین

راستی دیروز کنکور دانشگاه ازاد هم به خیر و خوبی انجام شد  و من هم از شر کتاب و دفتر راحت شدم ..... خدایییییییییییییییییا شکرت

 

 نوشته شده در  2009/7/3ساعت 11:30 توسط سعید lover_lanboy

  

        مژده2

تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست

.

.

.

مژده ای دل که مسیحا نفسی می اید

که ز انفاس خوشش بوی کسی می اید.

.

.

.

ای خدا حاجت من یادت نره یه موقع.... اخه دلم خیلی گرفته...

.

.

به امید روز های خوشی  

 نوشته شده در  2009/5/7ساعت 21:5 توسط سعید lover_lanboy

  

        مژده

 

وقتی گلی را بو میکنی نگاش نکن.

.

.

چون اگه نگاهت را به خاطر بسپوره

.

.

ارزوی دیدن دوباره ی نگاهت اونو پژمرده میکنه...

مژده ای دل که مسیحا نفسی می اید

که ز انفاس خوشش بوی کسی می اید.

 

 نوشته شده در  2009/4/19ساعت 20:54 توسط سعید lover_lanboy

  

        بهار 88
یا مقلب  قلب ما را شاد کن......یا مدبر خانه را اباد کن.... یا محول احسن الحالم نما

                                    از بدی ها فارغ الحالم نما

 

 

سلام به همگی خوبین؟؟؟

چه خیر؟؟؟

مدارس و دانشگاه ها تعطیل شدن و همگی در حال و هوای نوروز به سر میبریم

ولی خداییش اگه به من بود هیچ وقت دوست نداشتم عید بشه.....

چون با اومدن عید و سپری شدن سالی که میگذره  یک قدم به سوی بد بختی و .... نزدیک تر میشیم...

البته دوستای گلم این نظر منه.... اینو  میتونین بزارید به حساب بدبینی این جانب

در اخر هم میخوام اخرین ارزوی خودمو به خدای مهربون بگم...اگه لطف کنین و بعد از خوندنش یک امین بنده رووو مهمون کنین.

خدایا خودت میدونی که خواسته ام چیه..... نمی خوام جلوی دوستام بگم... خدایا قسم ات میدم به شرافت امام زمان ( عج).... که ارزوی منو براورده کنی.

خدایا از پنج شنبه تاحالا ندیدمش..... خودت میدونی که چه حالی دارم...

هر شب دعا می کنم مهرت خالی شه از دلم...

ولی زیر لب میگویم .... الهی این دعایم بی اثر باشد

 

 

 نوشته شده در  2009/3/17ساعت 21:41 توسط سعید lover_lanboy

  

        قشنگترین اشتباه

روبروی من سرابه

بخت من همیشه خوابه

رو دلم جای یک زخمه

بی تو زندگیم عذابه

توی این شهر سیاهی

میدونم تو بی گناهی

واسه من تا همیشه

قشنگترین اشتباهی

حالا دیگه خوب میدونم

به تو رسیدن محاله

برای گذشتن از من دل تو چه بی قراره

تو غرورموووو شکستی .... دل به یکی دیگه بستی

.

.

.

حالا هر شب  بی تو قلب من میگیره

منو تهدید میکنه بی تو میمیره

صدای رفتن تو .... تو گوشم انگار

میگه از پیشم برو خدا نگهدار

.

.

.

.

میدونم که انتظار فایده نداره

دل من همیشه زرد و بی بهاره

صدای رفتن تو ....تو گوشم انگار

میگه از پیشم برو خدا نگهدار

.

.

.......خدانگهدار......

.

.

سلام  به همه دوستای گل...خوبین؟؟؟

چند وقته که این اهنگووو از رامین بی باک گوش میکنم.... خیلی قشنگه...البته برای من

از نوشتنش منظور خاصی نداشتم.....

پ. ن. تقدیم به انکه قلبم از اوست....

.

.

پ. ن. دلم واسه کسی تنگ شده که الان تو مدرسه اس

 نوشته شده در  2009/2/17ساعت 10:50 توسط سعید lover_lanboy

  

        نامهربونی روزگار

شايد ندونين چقدر سخته :
روبروت کسي ايستاده که با جون و دل دوسش داري
 با اينکه به خاطرنجابت اون و به حرمت عشق حتي يه بار سير بهش نگاه نکردي ولي چشماي خسته تو ، توي چشماي نازنينش ميفته
  توي يلداي چشماي سياهش غرق ميشي .
اونو با تموم وجود ميخواي و اون نميدونه.
حتي خودتم نميدوني اين احساس از کجا اومد
 چي شد که اين شد
 فقط ميدوني که اين احساس با بقيه فرق داره .
جرات ابراز احساس  و دارم
 اما از جفاي زمونه و مردمش ميترسم.
از اينکه شايد خداي عاشقا يه گوشه نظري هم به من داشته باشه و بتونم اونو هم مثل خودم شيدا کنم تا
منتظرم بمونه
 ولي اگه فرداهاي نامهربوني روزگار ،
 يقه هر دوتامونو بگيره
و انتظار بسر نرسه
 و فراق نصيبمون بشه
اونوقته که اونم به خاطر خودخواهي من به پاي من ميسوزه.
پس
نگاهمو آروم از نگاهش ميدزدم
و اونو به خدا ميسپارم
دلمو با خاطرات کوتاه و شيرين اون خوش و آروم ميکنم
 و آتيش عشقشو تو پستوي قلبم پنهون ميکنم
تاخودم تنهابسوزم
و فقط دعا ميکنم
دعا مي كنم
هر جا که هست خوشبخت باشه
 و من هم يه بار ديگه ببينمش تا بتونم يه شاخه گل بهش هديه بدم
گلي به نام و رنگ و عطر خودش .
 خدارو شکر که مي تونم دوست داشتني ها رو دوست بدارم

 نوشته شده در  2009/1/11ساعت 10:35 توسط سعید lover_lanboy

  

        توضيحات وبلاگ

به نام خدا

خوش اومدی عزیز

پنجره زیباست اگر بگذارد
چشم مخصوص تماشا است اگر بگذارد
من از اظهار نظر های دلم فهمیدم عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند!!!



نظر یادتون نره

        منوي اصلي
        آرشيو موضوعي

        نوشته هاي پيشين

آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386

        لينکدوني
زیرابی های مخفی خنده و گریه
((¤¯`°•.عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان.•°`¯¤))
کاش امتداد لحظه ها تکرار با تو بودن بود
بی صداترین فریاد..... ترانه
شاه دلبران
عاشق تنها.....فهیمه جان
بی بهونه... سحر
دوصت دارم با ص صابون تا همه تو کفش بمونن
خلوتگاه دل پریسا
قلبهای نا ارام
آرشيو لينکدوني
        زمان نما
        امکانات